انگیزش موضوع فریبنده ای است و همیشه درباره اینکه فرد چگونه می تواند دیگری را بیانگیزد پرسش هایی مطرح بوده است شما نمی توانید شخص دیگری را بیانگیزید . انگیزش از درون است . شما می توانید به آنچه که شخص بخاطرش انگیخته می شود موثر واقع شوید نظیر پول ، احترام ، تشویق ، ارتقاء شغل و ...
یک مدیر و رهبر خوب می داند که افراد برای انجام کارهائیکه به اعتقادشان بهترین منافع را دارد برانگیخته می شوند .کارمندانی که بنظر می رسند انگیزش قابل قبولی برای کار دارند بر این باورند که انجام یک کار خوب
برای سازمان به نفع آنهاست . آنان سعادتشان را در ارتباط با سعادت سازمان می دانند . بی مناسبت نیست اگر تحلیلی بر این ضرب المثل که خواستن توانستن است داشته باشیم .
در این ضرب المثل مشهور تقدم خواستن بر توانستن مشهود است به این مفهوم که اگر تمایل عمیقی برای انجام کاری در انسان بوجود آید راه و روش انجام آن کار را پیدا خواهد کرد . در عین حال ، تحقیقات انجام شده و مطالبی که در متون رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی منعکس است حاکی از رابطه معکوسی نیز بین این دو متغیر است . بدین معنی که افزایش توانائی و مهارت کارکنان نیز باعث تمایل بیشتر آنان به کار کردن می گردد . با این وصف می توان ادعا داشت که رابطه این دو متغیر تعاملی است و نه صرفا" یک رابطه یک سویه . با وجود رابطه تعاملی بین این دو متغیر ضریب تاثیر عامل خواستن بر توانستن بیش از توانستن بر خواستن است .
می توان ادعا کرد که عملکرد ضعیف بسیاری از مدیران و کارکنان عمدتا" عدم توانایی آنها در انجام کار نیست، که مسلما" برای جبران این نقیصه می توان با کمک مشاور و متخصص آن را جبران کرد. بلکه علت این است که حتی انگیزه بکارگیری توانائی های خود را دارا نیستند . با بکار گیری توصیه های از جمله ایجاد تعهد در کارکنان ، اصلاح و پرورش کارکنان به جای تنبیه و سرزنش ، ایجاد اعتماد در کارکنان ، هدایت و رهبری موثر در جهت ایجاد تعهد به جای کوشش در مطیع ساختن کارکنان و راهنمایی هایی برای ایجاد چنین شرایطی هم بر انگیزش و تقویت خواستن کارکنان توجه دارد و هم پرورش و توسعه منابع انسانی را تقویت می کند.
همانگونه که معلمان پرورش دهنده نوجوانان در دبستان و دبیرستان هستند مدیران ( رهبران ) اگر نقش یک مربی را به جای یک رئیس ایفا کنند در واقع پرورش دهنده و توسعه دهنده کارکنان خود در سازمان خواهند بود و همانگونه که معلمین فرهنگ ساز هستند مدیران نیز حتی با انتخاب شیوه پاداش دهی مناسب بر فرهنگ کارکنان و فرهنگ سازمانی تاثیر می گذارند .
کارکنان بطور آشکار و پنهان پاسخگوی شیوه هایی هستند که مدیران از آنها توقع دارند و همیشه با خود می گویند در این سازمان به چه چیز پاداش داده می شود ؟
به نوع آوری و تلاش یا به تسلیم شدن و مطیع بودن ؟ به عملکرد بهتر یا به تملق از مدیر .
در دنیای پیچیده شلوغ و رقابتی امروزه که هر روزه با هزاران تغییر محیطی و درونی روبرو است ایجاد انگیزه در کارکنان و پرورش منابع انسانی متعهد ، خلاق و دانش محور از وظایف بسیار حساس و مهم مدیران است.